تأخیر در پروژه ساخت صرفاً به این معنا نیست که یک فعالیت دیرتر از برنامه انجام شده یا تاریخ پایان پروژه جابهجا شده است. برای تعیین آثار واقعی هر تأخیر باید به چند سؤال مستقل پاسخ داد: آیا رویداد بر مسیر بحرانی اثر گذاشته است؟ مسئولیت یا ریسک آن طبق قرارداد بر عهده کدام طرف است؟ آیا پیمانکار مستحق تمدید مدت پیمان است؟ آیا حق مطالبه هزینه نیز دارد؟ آیا همزمان، تأخیر مؤثر دیگری از سوی طرف مقابل وجود داشته است؟
پاسخ این سؤالها ممکن است برای یک رویداد واحد متفاوت باشد. برای مثال، یک تأخیر میتواند «مجاز» باشد اما «قابلجبران مالی» نباشد؛ یا غیربحرانی باشد و تمدید مدت ایجاد نکند، اما باعث کاهش بهرهوری یا تحمیل هزینه اضافی شود. به همین دلیل، نسبتدادن تنها یک عنوان مانند «تأخیر کارفرما» یا «تأخیر پیمانکار» برای تحلیل آثار زمانی و مالی رویداد کافی نیست.
این مقاله انواع تأخیرات در پروژههای صنعت ساخت را از منظر برنامه زمانبندی، مسئولیت قراردادی، مجاز یا غیرمجاز بودن، قابلیت جبران و همزمانی بررسی میکند. نتیجه نهایی در هر پروژه باید با توجه به متن قرارداد، قانون حاکم، برنامههای زمانبندی معتبر و اسناد واقعی همان پروژه تعیین شود.
فهرست مطالب
تأخیر در پروژه ساخت دقیقاً چیست؟
در سادهترین بیان، تأخیر زمانی رخ میدهد که انجام یک فعالیت یا دستیابی به یک نقطه زمانی مهم، دیرتر از زمان برنامهریزیشده یا قراردادی اتفاق بیفتد. بااینحال، در تحلیل حرفهای باید میان «تأخیر در پیشرفت» و «تأخیر در تکمیل» تفاوت گذاشت.
بر اساس واژهنامه پروتکل تأخیر و اختلال انجمن حقوق ساخت (SCL Delay and Disruption Protocol، ویرایش دوم، ۲۰۱۷)، “تأخیر در پیشرفت” یا `Delay to Progress` موجب عقبافتادن عملیات میشود، اما لزوماً تاریخ تکمیل قراردادی را جابهجا نمیکند. در مقابل، “تأخیر در تکمیل” یا `Delay to Completion` تاریخی را که کار باید تا آن تکمیل شود تحتتأثیر قرار میدهد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تمدید مدت پیمان معمولاً با هر عقبافتادگی در اجرای فعالیتها ایجاد نمیشود. بر اساس اصول بنیادین ۴، ۵ و ۸ پروتکل SCL، استحقاق تمدید مدت عموماً زمانی مطرح است که رویدادِ تحت ریسک کارفرما بر مسیر بحرانی اثر بگذارد و تاریخ تکمیل قراردادی را به تعویق اندازد؛ البته متن قرارداد میتواند قاعده متفاوتی مقرر کرده باشد.
تفاوت تأخیر و اختلال چیست؟
تأخیر و اختلال با یکدیگر مرتبطاند، اما یک مفهوم نیستند. بر اساس بخش «مفاهیم تأخیر، اختلال و تسریع» پروتکل SCL:
– “تأخیر” عمدتاً به زمان مربوط است؛ یعنی فعالیتها بیش از مدت پیشبینیشده طول میکشند و ممکن است تاریخ تکمیل را جابهجا کنند.
– “اختلال” یا `Disruption` به برهمخوردن روش عادی انجام کار و کاهش بهرهوری یا کارایی منابع مربوط است.
ممکن است عملیات مختل شود و هزینه اجرای آن افزایش یابد، اما پروژه همچنان تا تاریخ قراردادی به پایان برسد. در این حالت ممکن است ادعای هزینه ناشی از افت بهرهوری قابلطرح باشد، ولی لزوماً حقی برای تمدید مدت ایجاد نمیشود. عکس این وضعیت نیز ممکن است رخ دهد: تأخیر، پیمانکار را ناچار به تغییر توالی، افزایش جبهههای کاری یا بهکارگیری اقدامات تسریعی کند و همین موضوع به اختلال و کاهش بهرهوری بینجامد.
بنابراین، «تحلیل تأخیر» با تمرکز بر زمان و مسیر بحرانی و «تحلیل اختلال» با تمرکز بر بهرهوری انجام میشود. جمعکردن این دو بدون تفکیک مبنا، رابطه سببیت و هزینهها میتواند به مطالبه تکراری یا نتیجهگیری نادرست منجر شود.
نقشه جامع طبقهبندی انواع تأخیرات
یک رویداد تأخیر باید دستکم از چهار محور مستقل بررسی شود:
|
محور طبقهبندی |
سؤال اصلی |
دستههای مهم |
اثر مورد بررسی |
|
اثر بر برنامه |
آیا تأخیر، تاریخ تکمیل یا یک موعد قراردادی را جابهجا میکند؟ |
بحرانی / غیربحرانی |
تمدید مدت و اثر بر نقاط عطف |
|
مسئولیت یا ریسک قراردادی |
علت یا ریسک رویداد بر عهده چه کسی است؟ |
کارفرما / پیمانکار / خارج از کنترل طرفین |
مبنای اولیه تخصیص مسئولیت |
|
استحقاق زمانی |
آیا تأخیر برای پیمانکار قابلبخشش و موجب تمدید مدت است؟ |
مجاز یا بخشودنی / غیرمجاز یا غیربخشودنی |
تمدید مدت و مسئولیت خسارت تأخیر |
|
استحقاق مالی |
آیا هزینههای ناشی از تأخیر قابل مطالبه است؟ |
قابلجبران / غیرقابلجبران |
هزینه تطویل، خسارت و سایر آثار مالی |
|
رابطه با تأخیرهای دیگر |
آیا رویداد مؤثر دیگری در همان دوره بر تکمیل اثر داشته است؟ |
همزمان / غیرهمزمان |
اثر بر تمدید مدت و جبران مالی |
دستورالعمل «آنالیز قانونی برنامه زمانبندی» انجمن مهندسی هزینه آمریکا (AACE Recommended Practice No. 29R-03: Forensic Schedule Analysis، ویرایش ۲۰۱۱) در بخش ۴.۱ پیشنهاد میکند ابتدا هر رویداد بر اساس مسئولیت علت یا تخصیص قراردادی ریسک، به تأخیر پیمانکار، تأخیر کارفرما یا تأخیر قوه قهری تقسیم شود؛ سپس همزمانی آن با سایر تأخیرها بررسی گردد تا نتیجه نهایی از نظر مجازبودن و قابلیت جبران مشخص شود. این ترتیب مانع از آن میشود که یک عنوان اولیه، بدون بررسی مسیر بحرانی و همزمانی، مستقیماً به نتیجه مالی تبدیل شود.

انواع تأخیرات از نظر اثر بر برنامه زمانبندی
تأخیر بحرانی چیست؟
“تأخیر بحرانی” یا `Critical Delay` تأخیری است که بر مسیر بحرانی اثر میگذارد و بدون بازیابی، تغییر توالی یا تسریع، تاریخ تکمیل پروژه یا یک موعد قراردادی را به تعویق میاندازد.
بر اساس واژهنامه پروتکل SCL، مسیر بحرانی طولانیترین توالی فعالیتها در شبکه برنامه زمانبندی است که مدت کلی پروژه را تعیین میکند. تأخیر در پیشرفت یک فعالیت واقع بر این مسیر، در صورت نبود اقدامات اصلاحی، مدت پروژه را افزایش میدهد. ممکن است پروژه بیش از یک مسیر بحرانی داشته باشد و مسیر بحرانی نیز در طول اجرا تغییر کند.
بحرانیبودن یک ویژگی ثابت و همیشگی برای نام یک فعالیت نیست. ممکن است فعالیتی در برنامه مبنا غیربحرانی باشد، اما پس از مصرف شناوری یا تغییر منطق و توالی کارها، در یک دوره بعدی به فعالیت بحرانی تبدیل شود. به همین دلیل، تشخیص تأخیر بحرانی باید با برنامههای زمانبندی بهروزشده و وضعیت واقعی پروژه در زمان وقوع رویداد انجام شود، نه صرفاً با برنامه اولیه.
اگر یک رویداد تحت ریسک کارفرما باعث تأخیر بحرانی شود، امکان طرح تمدید مدت به وجود میآید؛ اما تعیین میزان تمدید همچنان به مفاد قرارداد، روش مناسب آنالیز تأخیر و مدارک پروژه وابسته است.
تأخیر غیربحرانی چیست؟
“تأخیر غیربحرانی” یا `Non-Critical Delay` بر فعالیتی اثر میگذارد که در زمان تحلیل دارای شناوری کافی است و در نتیجه، تاریخ تکمیل قراردادی یا موعد مورد بررسی را جابهجا نمیکند.
غیربحرانیبودن به معنی بیاهمیتبودن رویداد نیست. یک تأخیر غیربحرانی ممکن است:
– بخشی یا تمام شناوری فعالیت را مصرف کند؛
– فعالیت را به وضعیت نزدیک به بحرانی برساند؛
– موجب توقف یا استفاده ناکارآمد از نیروی انسانی و ماشینآلات شود؛
– توالی اجرا یا جبهههای کاری را تغییر دهد؛
– هزینه ایجاد کند، بدون آنکه تمدید مدت پیمان به دنبال داشته باشد.
پروتکل SCL در اصل بنیادین ۱۳ حتی موقعیتی را مطرح میکند که تأخیر کارفرما، پیمانکار را از تکمیل زودتر از موعد قراردادی بازمیدارد. در چنین حالتی ممکن است تاریخ تکمیل قراردادی عقب نیفتد و تمدید مدتی در کار نباشد، اما تحت شرایط مشخص و با توجه به آگاهی کارفرما از برنامه واقعی و دستیافتنی تکمیل زودهنگام، موضوع جبران هزینه همچنان قابل بررسی باشد. بنابراین، نتیجه «غیربحرانی است، پس هیچ اثر قراردادی یا مالی ندارد» همیشه صحیح نیست.

انواع تأخیرات از نظر مسئولیت یا تخصیص ریسک
پیش از تصمیمگیری درباره مجاز یا قابلجبران بودن تأخیر، باید علت رویداد و نحوه تخصیص ریسک آن در قرارداد مشخص شود. بر اساس بخش ۴.۱ دستورالعمل AACE 29R-03، طبقهبندی اولیه از این منظر شامل سه گروه است.
تأخیر ناشی از کارفرما
تأخیر کارفرما یا `Owner/Employer Delay` رویدادی است که کارفرما آن را ایجاد کرده یا ریسک آن طبق قرارداد بر عهده کارفرما قرار گرفته است. نمونههای قابل تصور، بسته به قرارداد، شامل این موارد است:
– تأخیر در تحویل کارگاه یا جبهه کاری؛
– تأخیر در ابلاغ دستورکارها، نقشهها یا اطلاعات لازم؛
– تأخیر در تحویل مصالح یا تجهیزاتی که تأمین آنها بر عهده کارفرماست؛
– تغییر در نقشهها یا مشخصات فنی؛
– افزایش یا تغییر کارها؛
– تعلیق کار به دستور کارفرما؛
– انجامنشدن بهموقع تعهدات قراردادی کارفرما.
در پیمانهای مشمول «موافقتنامه، شرایط عمومی و خصوصی پیمان» (نشریه ۴۳۱۱) یا اصطلاحا شرایط عمومی پیمان رایج، ماده ۳۰ مواردی مانند تغییر مبلغ پیمان در حدود مقرر، تغییر اساسی نقشهها یا مشخصات فنی، تأخیر کارفرما در تحویل کارگاه و ابلاغ دستورکار یا نقشه، تأخیر در تحویل مصالحِ تحت تعهد کارفرما، تعلیق و انجامنشدن تعهدات کارفرما در موعدهای مقرر را در زمره موارد قابل بررسی برای درخواست تمدید مدت قرار میدهد. این حکم فقط در دامنه قراردادهایی قابل استناد است که این شرایط بر آنها حاکم باشد.
عنوان «تأخیر کارفرما» بهتنهایی برای اثبات استحقاق کافی نیست. باید نشان داده شود که رویداد، طبق قرارداد در حوزه مسئولیت کارفرما بوده، در زمان مورد ادعا اثر واقعی داشته و در صورت مطالبه تمدید مدت، بر مسیر بحرانی و تاریخ تکمیل اثر گذاشته است.
تأخیر ناشی از پیمانکار
تأخیر پیمانکار یا `Contractor Delay` رویدادی است که پیمانکار آن را ایجاد کرده یا ریسک آن طبق قرارداد بر عهده پیمانکار قرار دارد. نمونههای آن، با توجه به تعهدات هر قرارداد، میتواند شامل موارد زیر باشد:
– تجهیز ناکافی منابع؛
– ضعف در برنامهریزی، هماهنگی یا مدیریت اجرا؛
– تأخیر پیمانکاران جزء یا تأمینکنندگان تحت مسئولیت پیمانکار؛
– تأمیننشدن بهموقع مصالح و تجهیزات تحت تعهد پیمانکار؛
– دوبارهکاری ناشی از نقص یا خطای اجرایی؛
– خرابی ماشینآلات یا بهرهوری نامناسب منابع، در صورتی که ریسک آن بر عهده پیمانکار باشد.
بر اساس قاعده عمومی بیانشده در AACE 29R-03، اگر تأخیر پیمانکار بر مسیر بحرانی قرار گیرد و تأخیر مؤثر دیگری بهطور همزمان وجود نداشته باشد، پیمانکار اصولاً نه مستحق تمدید مدت است و نه جبران هزینه تأخیر. چنین وضعیتی ممکن است او را در معرض خسارت تأخیر قراردادی قرار دهد.
در پیمانهای مشمول نشریه ۴۳۱۱، پس از تعیین مدت تأخیر مجاز و غیرمجاز مطابق ماده ۳۰، خسارت تأخیر کار برای مدت غیرمجاز طبق سازوکار ماده ۵۰ بررسی میشود. بنابراین، صرف عبور از تاریخ اولیه تکمیل برای تعیین خسارت کافی نیست و ابتدا باید وضعیت تأخیرهای مجاز و غیرمجاز تعیین شود.
تأخیر ناشی از قوه قهریه یا عوامل خارج از کنترل طرفین
این گروه شامل رویدادهایی است که نه کارفرما و نه پیمانکار عامل مستقیم آن نیستند یا ریسک آنها منحصراً به هیچیک واگذار نشده است. در AACE 29R-03 از عنوان `Force Majeure Delay` استفاده شده است. حوادث طبیعی یا سایر وقایع خارج از کنترل طرفین ممکن است، با توجه به تعریف و شرایط قرارداد، در این گروه قرار گیرند.
اثر قراردادی این رویدادها یکسان و خودکار نیست. در قاعده عمومی AACE، اگر چنین رویدادی بر مسیر بحرانی اثر بگذارد، پیمانکار از تمدید مدت برخوردار میشود، اما جبران هزینه تأخیر دریافت نمیکند. بااینحال، تعریف رویداد، شرایط اطلاعرسانی، تکلیف کاهش آثار و نتیجه زمانی یا مالی آن باید از متن قرارداد و قانون حاکم استخراج شود.
تأخیرات مجاز و غیرمجاز
تأخیر مجاز یا بخشودنی چیست؟
“تأخیر مجاز، موجه یا بخشودنی” که در ادبیات بینالمللی معمولاً `Excusable Delay` نامیده میشود، تأخیری است که برای آن، مطابق قرارداد یا مبنای حقوقی قابلاعمال، توجیهی برای تمدید مدت و رهایی پیمانکار از مسئولیت خسارت تأخیر وجود دارد.
طبق بخش ۴.۱ دستورالعمل AACE 29R-03، مجازبودن زمانی معنا پیدا میکند که برای درخواست تمدید مدت و رفع مسئولیت ناشی از دیرکرد، توجیه قراردادی یا منصفانه وجود داشته باشد. این دستورالعمل صریحاً تأکید میکند که اثبات مجازبودن، بهخودیخود به معنی استحقاق جبران مالی نیست.
برای اینکه یک رویداد در عمل به تأخیر مجاز تبدیل شود، معمولاً باید موارد زیر بررسی شود:
- رویداد و ریسک آن خارج از مسئولیت پیمانکار باشد؛
- رویداد طبق قرارداد قابلیت ایجاد تمدید مدت داشته باشد؛
- الزامات شکلی مانند اخطار، ارائه جزئیات و مستندات رعایت شده باشد؛
- رابطه سببیت میان رویداد و تأخیر اثبات شود؛
- اثر رویداد بر مسیر بحرانی یا تاریخ تکمیل قراردادی نشان داده شود؛
- اثر تأخیرهای همزمان نیز جداگانه تحلیل شود.
در پیمانهای تابع نشریه ۴۳۱۱، ماده ۳۰ مسیر درخواست، بررسی و اعلام تأخیر مجاز یا غیرمجاز را تعیین میکند و مقرر میدارد معادل مدت تأخیر مجاز، مدت پیمان تمدید شود که این موضوع خود منجر به بروز مشکلات زیادی میشود. از جمله مشکلات مربوط به بیمه تأمین اجتماعی. در واقع کارفرما با ارسال نامه تمدید به بیمه تأمین اجتماعی به صورت ضمنی مجاز بودن تأخیرات را تأئید میکند که این موضوع میتواند منجر به طرح ادعا توسط پیمانکار شود. بر اساس استعلام صورت گرفته از سازمان برنامه و بودجه کشور، این سازمان در خصوص چالش مذکور اینگونه بیان میدارد:

علاوه بر این در اکثر مواقع هم کارفرما و هم پیمانکار با وجود بروز تأخیرات غیرمجاز، مایل به ادامه همکاری و به سرانجام رساندن پروژه هستند؛ اما با توجه به این سازوکار که در ماده 30 نشریه 4311 درنظر گرفته شده است، کارفرما در صورت تمایل نیز حق تمدید پیمان بدون وجود تأخیرات مجاز را نخواهد داشت که این موضوع منجر به متوقف شدن پروژه خواهد شد.
تأخیر غیرمجاز یا غیربخشودنی چیست؟
“تأخیر غیرمجاز یا غیربخشودنی” که معمولاً `Non-Excusable Delay` نامیده میشود، تأخیری است که برای آن مبنای قابلقبولی جهت تمدید مدت وجود ندارد و مسئولیت آن بر عهده پیمانکار قرار میگیرد.
اگر این تأخیر تاریخ تکمیل را جابهجا کند، پیمانکار ممکن است علاوه بر نداشتن حق تمدید مدت و هزینه، در معرض خسارت تأخیر مقرر در قرارداد قرار گیرد. بااینحال، پیش از چنین نتیجهای باید روشن شود که:
– رویداد واقعاً تحت مسئولیت پیمانکار بوده است؛
– رویداد بر مسیر بحرانی اثر گذاشته است؛
– تمدیدهای قبلی و تاریخ تکمیل جاری در محاسبه لحاظ شدهاند؛
– تأخیر مؤثر همزمانی از سوی کارفرما یا عامل دیگر وجود نداشته است؛
– سازوکار قراردادی تعیین و مطالبه خسارت رعایت شده است.
تأخیرات قابلجبران و غیرقابلجبران
تأخیر قابلجبران چیست؟
“تأخیر قابلجبران” یا `Compensable Delay` تأخیری است که در آن، طرف مطالبهکننده علاوه بر استحقاق زمانی، مبنایی برای دریافت هزینهها یا خسارتهای ناشی از تطویل مدت دارد.
بر اساس بخش ۴.۱ AACE 29R-03، قابلیت جبران نسبت به مجازبودن مرحلهای فراتر است: برای دریافت جبران مالی، ابتدا باید مبنای تمدید مدت وجود داشته باشد و سپس استحقاق مالی، رابطه سببیت و میزان خسارت نیز اثبات شود. در یک وضعیت متعارف و بدون همزمانی، تأخیر بحرانی ناشی از کارفرما میتواند هم موجب تمدید مدت و هم موجب جبران هزینههای مرتبط با تأخیر شود؛ اما نتیجه نهایی تابع مفاد قرارداد و قانون حاکم است.
هزینه قابل مطالبه نیز از خودِ عنوان تأخیر به دست نمیآید. لازم است مشخص شود کدام هزینه واقعاً در نتیجه رویداد مسئولیتآور ایجاد شده، در چه دورهای تحمل شده و با چه مدارکی قابل اثبات است. هزینههای بالاسری کارگاه، منابع معطل، تمدید برخی تضمینها یا بیمهها و سایر هزینههای وابسته به زمان ممکن است موضوع بررسی قرار گیرند، اما هر قلم به مبنای قراردادی و اثبات جداگانه نیاز دارد.
تأخیر غیرقابلجبران چیست؟
“تأخیر غیرقابلجبران” یا `Non-Compensable Delay` تأخیری است که بابت آن، حق دریافت هزینه یا خسارت زمانی برای پیمانکار ایجاد نمیشود؛ حتی اگر در برخی حالات تمدید مدت قابل اعطا باشد.
یکی از مهمترین قواعد این حوزه در اصل بنیادین ۱۲ پروتکل SCL آمده است: “استحقاق تمدید مدت، بهطور خودکار استحقاق جبران مالی ایجاد نمیکند و عکس آن نیز الزاماً صحیح نیست.” در فرمهای قراردادی متعارف ممکن است مبنای تمدید مدت در یک بند و مبنای جبران هزینه تطویل در بندی دیگر قرار داشته باشد.
برای نمونه، یک رویداد خارج از کنترل طرفین ممکن است بحرانی و مجاز باشد و پیمانکار را از خسارت تأخیر معاف کند، اما هزینههای هر طرف بر عهده خودش باقی بماند. همچنین در برخی وضعیتهای همزمان، امکان تمدید مدت وجود دارد ولی جبران مالی محدود یا منتفی میشود.
تشخیص اینکه یک رویداد واقعاً بحرانی، مجاز یا قابلجبران است، به بررسی برنامه زمانبندی، رابطه سببیت و مفاد قرارداد نیاز دارد. در «دوره جامع آنالیز تأخیرات در صنعت ساخت»، این مسیر از شناسایی رویداد تا تحلیل زمانی و تهیه لایحه تأخیرات بهصورت کاربردی بررسی میشود.
تأخیرات همزمان چیست؟
“تأخیر همزمان” زمانی مطرح میشود که بیش از یک رویداد مستقل، منتسب به طرفهای متفاوت یا یک طرف و عامل خارج از کنترل، در یک دوره بر تاریخ تکمیل پروژه اثر مؤثر بگذارند. صرف همپوشانی تاریخی دو رویداد برای اثبات همزمانی کافی نیست.
بر اساس اصل بنیادین ۱۰ پروتکل SCL، تأخیر همزمان واقعی زمانی رخ میدهد که دو یا چند رویداد در یک زمان اتفاق بیفتند، یکی رویداد تحت ریسک کارفرما و دیگری رویداد تحت ریسک پیمانکار باشد، آثار آنها نیز همزمان احساس شود و هر دو بهطور مستقل علت مؤثر تأخیر در تکمیل باشند؛ یعنی هر دو بر مسیر بحرانی اثر بگذارند.
همزمانی لفظی و همزمانی کارکردی
در بررسیهای حرفهای دو نگاه اصلی دیده میشود:
– “همزمانی لفظی یا دقیق (`Literal`)” بر وقوع و اثر همزمان رویدادها با انطباق زمانی محدودتر تأکید دارد.
– “همزمانی کارکردی (`Functional`)” ممکن است همپوشانی اثرات رویدادهای مستقلی را در یک دوره تحلیل، حتی بدون انطباق کامل تاریخ شروع و پایان آنها، بررسی کند.
AACE 29R-03 در بخش ۴.۲ نشان میدهد که تعریف و اندازهگیری همزمانی از موضوعات اختلافبرانگیز آنالیز تأخیرات است و انتخاب نظریه همزمانی، طول دورههای تحلیل، وضعیت مسیرهای بحرانی و روش آنالیز میتواند بر نتیجه اثر بگذارد. بنابراین، استفاده از واژه «همزمان» بدون اعلام تعریف و روش سنجش آن، نتیجهای قطعی ایجاد نمیکند.
اثر تأخیر همزمان بر تمدید مدت و جبران مالی
پروتکل SCL در اصل بنیادین ۱۰ توصیه میکند که در صورت همزمانی تأخیر پیمانکار با تأخیر کارفرما در تکمیل، تأخیر پیمانکار از میزان تمدید مدت ناشی از رویداد کارفرما نکاهد. بااینحال، اصل بنیادین ۱۴ همین پروتکل برای جبران هزینه سختگیرانهتر است: پیمانکار فقط زمانی میتواند هزینه اضافی را مطالبه کند که هزینه ناشی از تأخیر کارفرما را از هزینهای که در هر حال بر اثر تأخیر خودش متحمل میشد جدا کند.
در رویکرد عمومی AACE 29R-03 نیز همزمانیِ تأخیر کارفرما و پیمانکار معمولاً به وضعیتی منتهی میشود که تأخیر از منظر زمانی بخشودنی، اما از منظر مالی برای طرفین غیرقابلجبران است. بااینحال، هر دو مرجع تأکید دارند که نتیجه باید با قرارداد و قانون حاکم سازگار باشد.
پروتکل SCL و دستورالعمل AACE 29R-03 در تعریف همزمانی، تمدید مدت، قابلیت جبران و روش تحلیل تأخیرات نکات فنی مهمی دارند. آموزشهای تخصصی «نکات کلیدی پروتکل SCL» و «نکات کلیدی دستورالعمل AACE 29R-03» برای مطالعه ساختاریافته و کاربردی این دو مرجع طراحی شدهاند.
در قراردادهای مشمول نشریه ۴۳۱۱، بند «د» ماده ۳۰ مقرر میکند تأخیرهای همزمان (در این نشریه منظور همپوشان است) ناشی از عوامل مختلف برای تمدید مدت پیمان فقط یکبار محاسبه شوند. باید دقت داشت که این حکم از جمع مضاعف روزهای همپوشان جلوگیری میکند، اما بهتنهایی تمام مسائل فنی و حقوقی همزمانی—از جمله تعریف علت مؤثر، وضعیت مسیر بحرانی و استحقاق مالی—را حل نمیکند.
رابطه انواع تأخیر با تمدید مدت و جبران مالی
جدول زیر تصویری کلی از نتایج متعارف ارائه میدهد، نه حکم قطعی برای همه قراردادها:
|
وضعیت رویداد |
اثر بر تکمیل |
همزمانی مؤثر |
نتیجه زمانی متعارف |
نتیجه مالی متعارف |
|
تأخیر تحت ریسک کارفرما |
بحرانی |
ندارد |
امکان تمدید مدت |
امکان جبران، مشروط به مبنا و اثبات |
|
تأخیر تحت ریسک کارفرما |
غیربحرانی |
ندارد |
معمولاً بدون تمدید مدت |
ممکن است هزینه یا اختلال قابل بررسی باشد |
|
تأخیر تحت ریسک پیمانکار |
بحرانی |
ندارد |
بدون تمدید مدت |
بدون جبران؛ احتمال خسارت تأخیر |
|
تأخیر تحت ریسک پیمانکار |
غیربحرانی |
ندارد |
بدون تمدید مدت |
هزینه معمولاً بر عهده پیمانکار |
|
قوه قهریه یا عامل خارج از کنترل طرفین |
بحرانی |
ندارد |
معمولاً تمدید مدت |
معمولاً بدون جبران هزینه |
|
تأخیر کارفرما و پیمانکار |
هر دو بحرانی و همزمان |
دارد |
مطابق رویکرد SCL، تمدید مدت ناشی از تأخیر کارفرما حفظ میشود |
فقط هزینه قابل تفکیک؛ در بسیاری از رویکردها بدون جبران مالی |
برای استفاده از جدول، سه محدودیت باید همیشه رعایت شود:
- نتیجه نهایی از متن قرارداد و قانون حاکم استخراج میشود؛
- بحرانیبودن و همزمانی باید با تحلیل برنامه و اسناد پروژه اثبات شود؛
- تمدید مدت و جبران مالی دو استحقاق جداگانهاند.
روش تشخیص نوع تأخیر به صورت کاربردی
طبقهبندی حرفهای تأخیر با نامگذاری رویداد آغاز نمیشود؛ با بازسازی واقعیت پروژه، تعهدات قراردادی و اثر زمانی آن شروع میشود.
گام اول: رویداد تأخیر را دقیق تعریف کنید
شرح رویداد باید مشخص کند چه اتفاقی، در چه تاریخی، برای کدام محدوده کار و بر اثر اقدام یا ترک فعل چه شخصی رخ داده است. عباراتی مانند «تأخیر در نقشهها» یا «مشکل مالی پروژه» بدون تعیین نقشه، تاریخ نیاز، تاریخ درخواست، تاریخ ابلاغ و فعالیت متأثر، برای تحلیل کافی نیست.
گام دوم: مبنای قراردادی و مسئولیت ریسک را مشخص کنید
باید تعهد مرتبط، طرف مسئول، رویدادهای مجاز برای تمدید مدت، شرایط جبران هزینه و الزامات اخطار از قرارداد استخراج شود. رویدادی که در یک قرارداد تحت ریسک کارفرماست ممکن است در قراردادی دیگر، تمام یا بخشی از ریسک آن به پیمانکار منتقل شده باشد.
گام سوم: برنامه معتبر زمانبندی را تعیین کنید
بر اساس اصل بنیادین ۱ پروتکل SCL، برنامه پذیرفتهشده و بهروزرسانیهای منظم آن از ابزارهای اصلی مدیریت تغییر و تعیین تمدید مدتاند. برنامه باید منطق اجرایی، پیشرفت واقعی، تغییرات، اصلاح توالی، اقدامات کاهشی یا تسریعی و تمدیدهای اعطاشده را منعکس کند.
گام چهارم: اثر رویداد را بر مسیر بحرانی تحلیل کنید
وجود یک رویداد به معنی ایجاد تأخیر قابل مطالبه نیست. باید نشان داده شود رویداد چگونه و در چه دورهای فعالیتها را متأثر کرده، چه میزان شناوری در دسترس بوده و آیا تاریخ تکمیل جاری یا موعد قراردادی جابهجا شده است.
از آنجا که مسیر بحرانی ممکن است در طول پروژه تغییر کند، تحلیل باید متناسب با زمان وقوع رویداد انجام شود. AACE 29R-03 نیز در بخش ۴ تأکید میکند که بررسی بحرانیبودن و شناوری، مقدم بر نتیجهگیری نهایی درباره مجازبودن و قابلیت جبران است.
گام پنجم: همزمانی را مستقل بررسی کنید
همه رویدادهای مؤثر در دوره تحلیل باید شناسایی شوند. برای هر رویداد باید پرسید اگر رویداد دیگر وجود نداشت، آیا این رویداد بهتنهایی تاریخ تکمیل را به تعویق میانداخت؟ اگر پاسخ منفی باشد، همپوشانی تاریخی لزوماً همزمانی مؤثر نیست.
گام ششم: استحقاق زمانی و مالی را از هم جدا کنید
ابتدا تعیین کنید چه مقدار تمدید مدت قابل اعطاست و تاریخ تکمیل جاری چه تغییری میکند. سپس، در یک تحلیل جداگانه، مبنای قراردادی جبران، دوره واقعی تحمل هزینه، رابطه سببیت، مدارک مالی و اثر همزمانی را بررسی کنید. این تفکیک از خطای رایج «هر روز تأخیر مجاز مساوی یک روز هزینه قابل پرداخت است» جلوگیری میکند.
گام هفتم: نتیجه را مستند و قابل رسیدگی ارائه کنید
خروجی تحلیل باید برای هر رویداد، حداقل این موارد را نشان دهد:
– شرح و دوره رویداد؛
– بند قراردادی و طرف مسئول؛
– اخطارها و مکاتبات مرتبط؛
– فعالیتها و مسیرهای متأثر؛
– روش تحلیل و برنامههای استفادهشده؛
– اثر بر تاریخ تکمیل یا نقاط عطف؛
– وضعیت همزمانی؛
– نتیجه زمانی؛
– مبنای ادعای مالی و مدارک هزینه، در صورت وجود.
مجموعه مدیر ادعا با سابقه ارائه خدمات مدیریت دعاوی از جمله تهیه لایحه تأخیرات و ضرر و زیان در چندین پروژه ملی و بینالمللی این ظرفیت را داراست که در پروندههایی که طبقهبندی رویدادها، تعیین مسیر بحرانی، بررسی همزمانی یا دفاع از رابطه سببیت پیچیده است، خدمت «تهیه لایحه تأخیرات و دفاع از آن» را برای ساماندهی مستندات و ارائه تحلیل فنی ـ قراردادی متناسب با شرایط واقعی پروژه ارائه دهد و تا پایان مسیر جهت احقاق حقوق همراه شما باشد.
چه مدارکی برای اثبات و ارزیابی تأخیر لازم است؟
کیفیت نتیجه تحلیل تأخیر به کیفیت اسناد پروژه وابسته است. مهمترین مدارک عبارتاند از:
– قرارداد، شرایط عمومی و خصوصی، پیوستها و اصلاحیهها؛
– برنامه زمانبندی مبنا و نسخههای بهروزشده معتبر؛
– گزارشهای روزانه، هفتگی و ماهانه پیشرفت؛
– اخطارهای قراردادی و مکاتبات طرفین؛
– صورتجلسات، دستورکارها و ابلاغیهها؛
– سوابق ارسال، بررسی و تأیید نقشهها و مدارک؛
– درخواستهای اطلاعات و پاسخهای آنها؛
– سوابق تحویل کارگاه، جبهههای کاری، مصالح و تجهیزات؛
– گزارشهای منابع انسانی، ماشینآلات و بهرهوری؛
– سوابق تغییرات، کارهای جدید، تعلیق، کاهش اثر و تسریع؛
– اسناد هزینه و مدارک مالی مرتبط با دوره ادعا.
پروتکل SCL در اصول بنیادین ۱ و ۳ بر توافق درباره سوابق مورد نیاز، تخصیص منابع برای ثبت آنها و رعایت الزامات قراردادی اخطار، ارائه جزئیات، مستندسازی و ارزیابی رویدادهای تأخیر تأکید میکند. تهیه تحلیل در پایان پروژه، بدون برنامههای بهروزشده و اسناد همزمان با وقوع، معمولاً دامنه اختلاف را افزایش میدهد.
خطاهای رایج در طبقهبندی تأخیرات
۱. برابر دانستن هر عقبافتادگی با تأخیر بحرانی
عقبافتادن یک فعالیت فقط زمانی تمدید مدت ایجاد میکند که اثر آن به تاریخ تکمیل یا موعد قراردادی منتقل شود. شناوری، تغییر مسیر بحرانی و اقدامات بازیابی باید بررسی شوند.
۲. یکی دانستن تأخیر کارفرما با تأخیر قابلجبران
حتی اگر مسئولیت اولیه رویداد متوجه کارفرما باشد، برای تمدید مدت باید اثر بحرانی و برای دریافت هزینه باید مبنای مالی، رابطه سببیت و میزان خسارت اثبات شود.
۳. فرض خودکار جبران مالی پس از تمدید مدت
اصل بنیادین ۱۲ پروتکل SCL و بخش ۴.۱ AACE 29R-03 هر دو این برداشت را رد میکنند. استحقاق زمانی و مالی باید جداگانه بررسی شود.
۴. تشخیص همزمانی فقط با تطبیق تاریخها
دو رویداد ممکن است در یک بازه رخ دهند، اما فقط یکی بر مسیر بحرانی اثر داشته باشد. در این حالت، همپوشانی زمانی بهتنهایی همزمانی مؤثر ایجاد نمیکند.
۵. ثابت فرض کردن مسیر بحرانی
مسیر بحرانی پروژه در اثر پیشرفت واقعی، تغییرات، مصرف شناوری، تغییر منطق اجرا و اقدامات بازیابی جابهجا میشود. اتکا به مسیر بحرانی برنامه اولیه برای کل پروژه میتواند نتیجه را مخدوش کند.
۶. جمعکردن ساده مدت همه رویدادها
مدت رویدادها لزوماً برابر با میزان تأخیر پروژه نیست. برخی رویدادها همپوشاناند، بعضی غیربحرانیاند و برخی آثارشان با اقدامات کاهشی یا تغییر توالی جذب میشود.
در دوره آموزشی آنالیز تأخیرات در صنعت ساخت روشهای آنالیز تأخیرات مبتنی بر مسیر بحرانی بر اساس مراجع معتبر بینالمللی به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفته و به صورت کاملا اجرایی و کاربردی در نرمافزارهای MSP و Primavra P6 مدلسازی شدهاند.
۷. مخلوط کردن تأخیر و اختلال
تأخیر با زمان و اختلال با بهرهوری مرتبط است. ممکن است هر دو از یک رویداد ناشی شوند، اما روش اثبات و آثار آنها متفاوت است و هزینه مشترک نباید دو بار مطالبه شود.
۸. موکول کردن تحلیل به پایان پروژه
اصل بنیادین ۴ پروتکل SCL رویکرد «صبر کنیم و بعد ببینیم» را توصیه نمیکند. ارزیابی نزدیک به زمان وقوع رویداد، امکان تصمیمگیری، کاهش اثر و نگهداری بهتر مدارک را فراهم میکند.
۹. بیتوجهی به مفاد خاص قرارداد
SCL و AACE راهنماهای حرفهایاند، نه جایگزین قرارداد و قانون حاکم. تعریف رویداد مجاز، اخطار، مهلت ارائه ادعا، مالکیت شناوری، روش ارزیابی و آثار همزمانی ممکن است در قرارداد بهطور خاص تعیین شده باشد.
چکلیست سریع تشخیص نوع تأخیر
پیش از اعلام نظر درباره هر رویداد، به این پرسشها پاسخ دهید:
– رویداد دقیقاً چه بوده و چه زمانی رخ داده است؟
– کدام تعهد یا ریسک قراردادی به آن مربوط است؟
– طرف مسئول طبق قرارداد چه کسی است؟
– اخطارها و تشریفات قراردادی رعایت شدهاند؟
– کدام فعالیتها و جبهههای کاری متأثر شدهاند؟
– برنامه معتبر در زمان وقوع رویداد کدام است؟
– چه میزان شناوری پیش از رویداد وجود داشته است؟
– آیا رویداد بر مسیر بحرانی یا تاریخ تکمیل اثر گذاشته است؟
– آیا رویداد مستقل دیگری در همان دوره اثر بحرانی داشته است؟
– نتیجه از نظر تمدید مدت چیست؟
– مبنای قراردادی جبران مالی چیست؟
– رابطه سببیت و مبلغ هزینه چگونه اثبات میشود؟
– آیا هزینه تأخیر با اختلال، تسریع یا سایر سرفصلها همپوشانی دارد؟
اگر پاسخ هر یک از این پرسشها نامشخص باشد، برچسب نهایی تأخیر هنوز کامل و قابل اتکا نیست.
جمعبندی
انواع تأخیرات در پروژههای صنعت ساخت را نمیتوان با یک برچسب واحد توضیح داد. هر رویداد باید همزمان از نظر اثر بر مسیر بحرانی، مسئولیت یا تخصیص قراردادی ریسک، مجاز یا غیرمجاز بودن، قابلیت جبران مالی و همزمانی با سایر رویدادها بررسی شود.
مهمترین نتیجه عملی این است که:
– بحرانیبودن، اثر زمانی رویداد را نشان میدهد؛
– مسئولیت، محل اولیه تخصیص ریسک را مشخص میکند؛
– مجازبودن، به استحقاق تمدید مدت و رهایی از خسارت تأخیر مربوط است؛
– قابلجبرانبودن، به حق مطالبه هزینه مربوط میشود؛
– همزمانی میتواند نتیجه زمانی و مالی را تغییر دهد.
بنابراین، هیچیک از این عناوین بهتنهایی برای پذیرش یا رد یک ادعای تأخیر کافی نیست. تحلیل قابل اتکا زمانی شکل میگیرد که مفاد قرارداد، برنامه زمانبندی معتبر، مسیر بحرانی متغیر، اسناد همزمان با اجرا، رابطه سببیت و آثار مالی در یک چارچوب منسجم بررسی شوند.
اگر در خصوص مدیریت ادعا (دعاوی)، آنالیز تأخیرات، محاسبات ضرر و زیان و چالشهای قراردادی خود با چالش، سوال و یا ابهام روبهرو هستید، میتوانید از مشاوره تخصصی فنی–حقوقی مدیر ادعا برای بررسی اولیه موضوع و تعیین مسیر مناسب به مدت 20 دقیقه رایگان اقدام استفاده کنید.
جهت مشاوره، ثبت درخواست و بهرهمندی از خدمات فرم زیر را تکمیل کنید
مشاوره تخصصی به مدت 20 دقیقه رایگان است !!!
خدمات تخصصی ما
لینکهای دانلود این مقاله
Password
ندارد





